على محمدى خراسانى

307

شرح مكاسب (فارسى)

قوله : و بالجمله : خلاصهء سخن ما [ محقّق تسترى ] آنست كه : ما در اين معاملات و اخذ و اعطاءهائى كه با صبيان انجام مىدهيم در حقيقت تكيه بر روى اذن و رضايت مالك داريم و چون اين امر براى ما محرز است و غالبا هم صبيان صحيح التصرف‌اند يعنى با اذن ولى اقدام به دادوستد مىكنند ، لذا اقدام مىكنيم نه اينكه صرفا بر قول صبى و معاملهء او به‌عنوان اينكه قول صبى است ، اعتماد كنيم و براى آن حسابى باز كنيم . : قوله : و كثيرا ما : و اگر ملاك احراز رضايت شد قدرى دامنهء بحث را توسعه داده و مىگوئيم : حتّى وجود شخص ذو اليد هم [ صغير يا كبير ] لازم نيست ، بلكه چه بسيار مواردى كه عرف به اذن و رضايت مالك اعتماد مىكنند و با احراز آن اقدام مىنمايند اگرچه شخصى هم در ظاهر نيست كه دست به دست با او دادوستد كنند ، و نمونه‌هاى زير شاهد است : الف : وارد حمام شده و از آب آن استفاده كرده و پس از استحمام و بيرون آمدن از حمام ، پول و بهاى آبهاى مصرف شده را در صندوقچهء صاحب حمّام گذاشته و مىرويم و منتظر قدوم حمّامى نمىشويم . ب : از مغازهء سبزىفروشى مقدارى سبزى كه بسته‌بندى شده يا وزن شده و قيمت آن كاملا معيّن است ، برداشته و قيمت متعارف آن را در جائى كه براى پول آماده شده مىگذاريم و مىرويم . ج : از مشك و كوزهء آب‌فروش يك ليوان آب برداشته و مىنوشيم و بهاى آن را در جاى مخصوصش گذاشته و مىرويم و منتظر آمدن سقّا و سبزىفروش و . . . و سپس اذن او و معاطات با او نمىشويم .